(موسیقی پر انرژی)
- مربیگری احساسات همیشه
با آن چهار گام اولی شروع میشود
که به احساسات اجازه میدهند
(صدای دینگ کلمات)
تا شدتشان کمتر شود. (صدای دینگ کلمات)
(صدای دینگ خط)
(کشیدن انگشت روی صفحه نمایش)
سپس با گوش دادن بدون
آنکه چیزی بگوییم ادامه میدهیم
تا به نوجوانتان فرصت آرام شدن دهید تا آن
اتفاق را با شما در میان بگذارد.
آخرین مرحله مربیگری احساسات
زمانیست که به آنها در حل مشکلات کمک
یا حتی درباره حد و مرزها صحبت کنید.
و این بهتر است زمانی انجام شود
که نوجوان آرامتر است
و ارتباط بیشتری بین شما وجود دارد.
(کشیدن انگشت روی صفحه نمایش)
پس ما اغلب در مربیگری
احساسات عجله میکنیم.
ما با عجله سعی میکنیم که وقتی
نوجوان آکنده از احساسات است با او
زیاد صحبت کنیم.
این میتواند فشار زیادی بر
نوجوانان وارد کند.
نتیجتا آنها اغلب عصبانی میشوند،
(غرش نوجوان)
آنها فریاد میزنند و طغیان میکنند.
(کشیدن انگشت روی صفحه نمایش)
و گاه ممکن است متوجه شوید که
آنها بسیار تحریک پذیرند.
اما میتوانید بلافاصله پاسخ ندهید
و بعداً با آنها در تماس باشید.
پس گاه راه حل،
کاهش بلافاصله سرعت و حرف زدن کمتر است.
بخش مهمی از
مربیگری احساسات نیز (صدای دینگ کلمات)
یافتن زمان مناسب برای صحبت
هم برای شما و هم برای نوجوانتان است.
(صدای حرکت تند کلمات)
پس ببینید میتوانید زمانی را بیابید که
نوجوانتان بیشتر تمایل به گفتگو دارد.
این غالبا پیش از خواب یا زمانی
است که تماس چشمی وجود ندارد.
به برخی نکات نوشته شده نگاهی بیندازید
درباره اینکه چگونه میتوان با احساسات
با شدتهای مختلف روبرو شد.
هم برای شدت احساسات شما
و هم شدت احساسات نوجوان شما.
(کشیدن انگشت روی صفحه نمایش)
آنچه برای نوجوانان در زمینه مربیگری
احساسات اثربخش است از
فردی به فرد دیگر متفاوت است.
برخی دوست دارند احساساتشان
را نامگذاری کنند، اما
عدهای ممکن است برتریجویانه تلقیاش کنند.
و آنها فقط همدلی را
بدون نامگذاری احساسات میخواهند.
برخی ممکن است بخواهند درباره مسائل
در لحظهای که احساساتی هستند، صحبت کنند
و عدهای به زمان بسیار بیشتر و پایان و
آغازهای بسیار بیشتری در گفتگو نیاز دارند.
پس شما واقعاً میتوانید از مربیگری
احساسات در درازمدت استفاده کنید.
لازم نیست همه چیز در یک حرکت اتفاق بیفتد.
بسیاری از نوجوانان دوست ندارند زیاد گفتگو
کنند و این بدان معنا نیست که آنها از
از مربیگری احساسات بهرهای نمیبرند،
اما ممکن است به والدین
احساس یک گفتگوی عمیق
و معنادار دست ندهد.
اما همدلی، جایی که از زبانی مانند
«خیلی سخته... وای.»
«وای نه! واقعا؟»
«چه باحال!»
«اوه، اه!»
پس این عباراتی که شما میسازید
که به نوجوان شما اطلاع میدهد
که حضور دارید، که میشنوید،
اینها روشهای غیرمقابلهای
برای نامگذاری احساسات هستند.
و از احساسات نیز میتوانید استفاده کنید،
اما بیشتر از آن عبارات استفاده میکنید
به گونهای که از صمیم قلبتان برمیآید.
بنابراین به جای گفتن چیزی شبیه به
«تو الان واقعا عصبانی به نظر میرسی»
میتوانید فقط چیزی بگویید
مانند «آه، چه آزارنده!»
«این به شدت ناامید کننده است.
«بله، خیلی پراسترسه.»
«اوه، اگر جای تو بودم، خیلی عصبی می شدم.»
و وقتی از صمیم قلبتان میگویید
و واقعا منظورتان همین است،
این میتواند به نوجوان شما کمک کند تا
احساس پذیرش بیشتری کند. (صدای دینگ کلمات)
احساس درک شدن بیشتری کند (دینگ کلمات)
و به شما بسیار نزدیکتر شود. (دینگ کلمات)
(موزیک ملایم)
Updated